خرید بک لینک
مرگ
از هشت صبح
توی گورستان می نشیند تا غروب
چون تفریح دیگری ندارد

مرگ با جوانی
سلفی می گیرد
که لیسانس مدیریت دارد

مرگ
آنقدر به ذهنش فشار نمی آورد
تا موردی پیدا کند

مرگ جایی زندگی می کند
که رتبه نخست خودکشی را
داشته باشد

مرگ توی دستشویی گورستان
با شیلنگ آب خودش را
دار زده بود

مرگ آب روی سنگ قبرها
می ریزد

مرگ
چشم های روشن اش را
به نقطه ای دور می دوزد
همان جایی که
جان نخستین انسان را گرفت
#فضل الله _خانی
من مرگ را عین خوشبختی میدانم
و زندگی با ظالمین را ننگ
(حضرت امام حسین ع)

به زمین که زل میزند
گرما شعله ور میشود
مثل کوره آجر پزی
خورشید
#فضل الله _خانی

رزهای آبی
لبخند می زنند
به روی مشتری
زیر سقف بازار گل
چه صادقانه
ژکوند را
از پرنده می ستانند
و بر لب های بهار می نشانند

#فضل الله _خانی

برچسب: اخانی, نویسنده: بهار نظری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:05

صفحه بندی